+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:48 توسط م..ر..ج..ا..ن
|
در دنيا غريبم و در تبعيد من،غربت دلتنگي غمگيني است من تنها هستم و در تنهايي خود سرزمين ناشناخته و سحر آميزي را مي بينم اين تصور روياهاي مرا با اسرار يك سرزمين بزرگ و دور از دست سرشار مي سازد سرزميني كه هرگز نديده ام ...
**** مردم سرزمينم من به شما عاشقم و اين عشق براي من پر از درد و براي شما بي ثمر بود اشك هاي من هرگز به قلب هاي پاك شما نرسيد، اما تاريکي درونم را زدود
**** زندگي قصه اي نيست كه ابلهي آن را گفته باشد و به قول"مكبث" سراسر خشم و هياهو باشد زندگي يك انديشه ي بلند طولاني است ... "خلیل جبران"